‏نمایش پست‌ها با برچسب روانشناسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب روانشناسی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ آذر ۵, جمعه

طوطی جان در فراق هندوستان جانان - حکایت آدمی و اصالت انسانی دلداری و دلدادگی

داستان بازرگان و طوطی مثنوی معنوی مولانا، حکایتی است از شکوه ها و ناله ها در قفس روزگار، آنگاه که طوطیی خوش الحان وشکرریز به فغان بر می آید از کنج تنهایی و بسته بودن بال و پر پرواز، و ناله سر می دهد از دوری یاران و دیار دلداران و پیام می فرستد به آن دیار دور و چاره رهایی می جوید از آنان که در سرزمین آزادی پر گشوده اند و به طرب مشغولند...
این چنین باشد وفای دوستان
من در این حبس و شما در بوستان
یاد آرید ای مهان زین مرغ زار
یک صبوحی در میان مرغزار


بازرگان پیام طوطی را به یاران آن دیار می رساند و یکی از طوطیان از شنیدن این پیام در دم جان می دهد... بازرگان پشیمان و افسوس کنان از رساندن پیام، باز می گردد و ماجرا را به طوطی خود باز گو می کند.آنگاه طوطی هم می لرزد و  بی هوش می افتد و بازرگان پشیمان و برسرزنان در قفس را می گشاید.


ای دریغا مرغ خوش آواز من
ای دریغا همدم و همراز من
ای دریغا مرغ که ارزان یافتم
زود روی از روی او برتافتم

 ناگهان طوطی بال می گشاید و آزاد و رها به پرواز در می آید... واین پایان اسارت و اندوه و هجران است.

آری، قصه طوطی جان زین سان بود
کو کسی کو محرم مرغان بود.

۱۳۸۹ آبان ۱۶, یکشنبه

سخنرانی دکتر نهضت فرنودی در دانشگاه سیدنی استرالیا بمناسبت هشتصدمین سالگرد تولد مولانا جلال الدین بلخی

حتما شما دوستان با دکتر فرنودی آشنا هستید. به هر حال قبل از آنکه وارد بحث اصلی شویم به نظرم خالی ار لطف نمی باشد که چند سطری در باب ایشان بنگارم. دکتر فرنودی پس از دریافت لیسانس روانشناسی از ایران برای ادامه ی تحصیل به آمریکا رفته و فوق لیسانس و دکتری خود را از آنجا دریافت نموده است. زندگی نامه ی ایشان مملو از فرآیندهای متعددی در زمینه ی فعالیت های اجتماعی، روانشناسی و انسان شناسی داشته است.هم اکنون ایشان در دانشگاه UCLA نیز مشغول به تدریس می باشند. مسلما دوستان برنامه های ایشان را درتلویزیون به خاطر می آورند.

اما آنچه به مبحث ما مرتبط می شود آن است که ایشان به شکلی تحلیلی و از دیدگاه انسان شناسی و روانشناسی و بسیار مسلط به مثنوی معنوی نگاه نموده و تحقیق نموده اند و همچنین سخنان و مطالب پر مغز و مدللی را ایراد و نگاشته اند. متنی که در پیش رو داریم، ترجمه متن سخنرانی دکتر نهضت فرنودی در دانشگاه سیدنی استرالیا بمناسبت هشتصدمین سالگرد تولد مولانا جلال الدین بلخی، است.

از آنجا که در جلسات ما رویکرد انسان شناسی و روانشناسی مثنوی معنوی جایگاه ویژهای دارد، لذا اکیدا توصیه می کنم آن را خوانده تا بر آنچه که بسیار نزدیک به برداشت جاری در جلسات ما از مثنوی معنوی بیشتر وافق گردیم. بسیار عالی است که سمبل ها و نماد هائی که در داستان های گذشته با آنها آشنا گشتیم را در هنگام خواندن این سخنرانی به خاطر بیاورید. به خصوص نقش کودکان در داستان های مثنوی معنوی.

دقت کنید که کودک نسخه ی روشن و پاک آدمی است که مولانا تصویر می نماید ولی به قول دکتر فرنودی، این ارتباط کودک با "نیستی" ناخودآگاهانه بوده و در طول زندگی روز به روز از کیفیت آن کم گشته و آدمی را اسیر هزار و یک بند و توهم فکری می نماید و اینجاست که عشق می تواند بار دیگر آدمی را کز نیستان بوده به همان "نیستی" باز گرداند اما اینبار خودآگاهامه و در تحت کنترل.

دوستان اکیدا توصیه می نمایم این مقاله را خوانده و در مورد آن تاملی بنمائید. لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک بنمائید. لازم به ذکر است بخش هائی که با رنگ قرمز و همچنین bold مشخص شده اند از مقاله ی اصلی نبوده و صرفا تاکید بنده است.

۱۳۸۹ آبان ۱۳, پنجشنبه

ستون روانشناسی : قدر مشترک

اشعار مولانا گنجینه ای از آموزه های انسانی است. به نحوی که می توان مکتب مولانا را مجموعه ای از مکاتب فلسفی، عرفانی، روانشناسی،علوم تربیتی و علوم اجتماعی دانست.

از منظر روانشناسی، اشعار مولانا حاوی نکات ارزشمندی است که بسیاری از آنها در مکاتب نوین روانشناسی مورد اشاره قرار گرفته و کاربرد عملی دارد. امروزه در تعریف و تشخیص بسیاری از  بیماری های روانی و ناهنجاری های اجتماعی، مبانی مورد استفاده قرار می گیرد که هفت قرن پیش، در آثار مولانا به آنها اشاره شده است.

مکتب مولانا یک مکتب انسانگرا ست. به این معنی که انسان در مرکز توجه قرار دارد، این انسان است که معنی خلق می کند و در جهت رشد وخودشکوفایی اصالت انسانی گام برمی دارد و هرگاه که از خودشکوفایی باز ماند،درمانده و پریشان خاطر می شود. این دیدگاه بسیار نزیک به دیدگاه مکتب روانشناسی انسانگرا ( مکتب کارل راجرز) است و می توان گفت که اصول این مکتب همان چیزی است که مولانا در اشعار ش به آن پرداخته است. از دیدگاه مولانا و راجرز انسان خودشکوفا کسی است که از یک «زندگی خوب» برخوردار است. زندگی خوب از نظر این دو صرفا یک زندگی خوشبخت و سعادتمند و در عین حال ایستا نیست بلکه زندگی خوب یک زندگی شخص‌محور، هستی‌دار، آزاد، پویا، مهیج، خلاق و همواره در تغییر است که ایستگاه ندارد بلکه در هر لحظه جاری است و براساس تجربه فرد از رویدادها استوار است. انسان خودشکوفا در تمام لحظات زندگی آماده تجربه تازگی‌هاست.

علاوه بر این مکتب که محوراصلی بینش مولاناست، مبانی سایر مکاتب روانشناسی فردی و اجتماعی نیز در آثار مولانا به چشم می خورد که فراخور حال و  مرتبط با اشعاری که هر جلسه خوانده می شود، سعی خواهد شد به صورت مختصر به آنها پرداخته شود.

در اشعاری که در جلسه گذشته مورد بررسی قرار گرفت، بحث گرایش آدمی به افراد با ویژگیهای مشترک مطرح شد و اینکه افراد با کسانی قرین و همنشین می شوند که خلق و خوی نزدیک بهم دارند و در ادامه مولانا انسان را به این نکته آگاه می کند که هرکس خلق و خوی همنشینان خود را می گیرد و همنشینی با بدی را چون خزان، ویران کننده  و همنشینی با نیکی را چون باد بهاری می داند که حتی اگر سختی و سردی در آن باشد، آنرا جانفزا و روحبخش می داند.

این بحث مولانا، با مبانی روانشناسی رفتاری ارتباط دارد. در این مکتب که بنیان گذار آن  روانشناسی بنام شارکو است،اصول یادگیری  رفتار بر اساس تقلید و تلقین  را مطرح می کند و بر این نکته تاکید دارد که تکرار در انجام یک عمل یا ارتباط مداوم با افراد در محیط اجتماعی منجر به نفوذ نگرش ها و نهادینه شدن رفتار بر اساس ویژگی های آن محیط می شود. از این روست که در درمان برخی بیماری های روانی، مشارکت در گروه و حضور در جمع افرادی از جنس خود که هدف مشترک درمانی یا رشد فردی را دارند توصیه می شود.

در این روش، حضور در جمع گروه موجب می شود که با تمرین و تکرار مستمر نگرش یارفتار سازنده، به تدریج عادت های رفتاری غلط و یا نگرش های غیر منطقی و آسیب زا جای خود را به رفتار سالم و نگرش مثبت و شکوفا کننده دهد که انسان را از پریشانی و دل مردگی برهاند و به رشد و کمال برساند.


همنشینی و مباشرت با افرادی که به خودشکوفایی رسیده و به نکویی آراسته شده اند از بهترین راهکارها جهت تغییر نگرش های غیرمنطقی و رفتارهای ناسازگاراست.
ساغر