‏نمایش پست‌ها با برچسب جلسات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جلسات. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ آذر ۴, پنجشنبه

داستان بیست و دوم : طوطی و بازرگان، قسمت سوم

دوستان و یاران

داستان طوطی و بازرگان را بدانجا رسانیدیم که بازرگان پس از بازگش از سفر ماجرای مردن آن طوطی در هند را برای طوطی اش تعریف نمود که ناگاه طوطی خود نیز افتاد و مرد و بار دیگر مرد بازرگان را گریه و شیون فرا گرفت.

در این هفته ادامه و قسمت پایانی این داستان را خواهیم داشت که می توانید از اینجا دانلود بفرمائید.





چون شنید آن مرغ کان طوطى چه کرد
پس بلرزید اوفتاد و گشت سرد
خواجه چون دیدش فتاده همچنین
بر جهید و زد کله را بر زمین

پس از این قسمت مولانا به زیبائی فضای داستان را به شکلی روایتگرانه به سمت ناله و فغان مرد بازرگان می برد که چگونه از نبود طوطی خود در رنج است

اى دریغا مرغ خوش آواز من
اى دریغا همدم و همراز من
اى دریغا مرغ خوش الحان من
راح روح و روضه رضوان من
اى دریغا مرغ که ارزان یافتم
زود روى از روى او بر تافتم

پس از این مولانا سخنان خود را در باب رمز گشائی عناصر داستان آغاز نموده و مطرح می نماید
طوطیى کاید ز وحى آواز
او پیش از آغاز وجود آغاز او
اندرون تست آن طوطى نهان
عکس او را دیده تو بر این و آن
مى برد شادیت را، تو شاد از او
مى پذیرى ظلم را, چون داد از او
اى که جان از بهر تن میسوختى
سوختى جان را و تن افروختى
اى دریغا اى دریغا اى دریغ
کانچنان ماهى نهان شد زیر میغ
قافیه اندیشم و دلدار من
گویدم مندیش، جز دیدار من
خوش نشین اى قافیه اندیش من
قافیه ى دولت تویى در پیش من
حرف چه بود تا تو اندیشى از آن
صوت چه بود؟ خار دیوار رزان
حرف و صوت و گفت را بر هم زنم
تا که بى این هر سه با تو دم زنم
مى شود صیاد، مرغان را شکار
تا کند ناگاه ایشان را شکار
بى دلان را دلبران جسته به جان
جمله معشوقان شکار عاشقان
هر که عاشق دیدى اش معشوق دان
کو به نسبت هست هم این و هم آن
تشنگان گر آب جویند از جهان
آب هم جوید به عالم تشنگان
چونکه عاشق اوست تو خاموش باش
او چو گوشت میدهد تو گوش باش
اى حیات عاشقان در مردگى
دل نیابى جز که در دل بردگى
غرق عشقى ام, که غرق است اندر
این عشق هاى اولین و آخرین

سپاسگزارم
خمش



۱۳۸۹ آبان ۲۶, چهارشنبه

داستان بیست و دوم : طوطی و بازرگان، قسمت دوم


دوستان و یاران

داستان طوطی و بازرگان بدانجا رسید، که بازرگان پیغام طوطی در قفس خویش را به طوطیان آزاد هندوستان رسانید


یاد آرید اى مهان زین مرغ زار
یک صبوحى در میان مرغزار
یک قدح مى نوش کن بر یاد من
گر همى خواهى که بدهى داد من
یا به یاد این فتاده ى خاك بیز
چون که خوردى جرعه اى بر خاك ریز


آری، سپس ناگه یکی از طوطیان افتاد و بمرد.

طوطیى ز آن طوطیان لرزید و پس
اوفتاد و مرد و بگسستش نفس


بازرگان که نادم و پشیمان گشته بود از سفر باز گشت و قصه را برای طوطی خود بازگو کرد اما... مابقی داستان را در جلسه ی شنبه شب دنبال خواهیم کرد.

بیت های کلیدی را در این قسمت مرور کردیم از جمله:

نالم و ترسم که او باور کند
وز کرم این جور را کمتر کند
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد
اي عجب من عاشق این هر دو ضد
و الله ار زین خار در بستان شوم
همچو بلبل زین سبب نالان شوم
این عجب بلبل که بگشاید دهان
تا خورد او خار را با گلستان
این نه بلبل این نهنگ آتشى است
جمله ناخوش هاي عشق او را خوشى است

و در جائی دیگر

این زبان چون سنگ و هم آهنوش است
و آنچه بجهد از زبان چون آتش است
سنگ و آهن را مزن بر هم گزاف
گه ز روى نقل و گه از روى لاف
ز آنکه تاریک است و هر سو پنبه زار
در میان پنبه چون باشد شرار
ظالم آن قومى که چشمان دوختند
وز سخنها عالمى را سوختند
گر سخن خواهى که گویى چون شکر
صبر کن از حرص و این حلوا مخور
صبر باشد مٌشتَهاى زیرکان
هست حلوا آرزوى کودکان
هر که صبر آورد گردون بر رود
هر که حلوا خورد واپستر رود

متن شعر را می توانید از اینجا دانلود بفرمایید. به امید دیدار شما دوستان.

سپاسگزارم
شاد و پیروز باشید
خمش



۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه

داستان بیست و یکم : طوطی و بازرگان


دوستان و یاران

از آنجا که در جمعمان دوستان و یاران جدیدی حضور دارند بسیار نیکوست که داستانی از داستان های کلیدی مثنوی را که در آن سمبل های مهم و اساسی توسط مولانا مطرح گشته است، بار دیگر در جلسه ی این هفته خوانده و مورد تحلیل و رمز گشائی قرار گرفته شود.
از سویی تکرار این داستان های چند لایه بی شک موجب باز گشایی لایه هایی دیگر شده و همچنین باعث افزایش قدرهای مشترک می گردد.


زانکه جنسیت عجایب جاذبى است
 جاذبش جنس است هر جا طالبى است


بدینسان داستان "طوطی و بازرگان" زین میانه انتخاب گشته و مورد بررسی قرار خواهد گرفت. از آنجا که این داستان، داستانی است بلند احتمالا در سه جلسه ارائه می گردد. بسیار نیکو و زیبنده است که دوستان قدیمی تر و دوستان جدید چنانچه نظریاتی در باب این داستان ژرف دارند در روز جلسه آن را بیان نمایند.

متن شعر را می توانید از اینجا دانلود بفرمایید.


۱۳۸۹ آبان ۱۳, پنجشنبه

داستان بیستم : قصهء آن دباغی که در بازار عطاران از بوي عطر و مشک بیهوش و رنجور شد

مثنوی خوانی، جلسه ی این هفته به گمانم فضای دستگاه سه گاه را دارد. آز آن رو شعر هفته شعر زیبائی از سایه انتخاب گشته که  استاد شجریان با صدای جلیل و روحبخش خویش، در برنامه ی گل های تازه 107 آن را اجرا نموده است.

متن شعر این هفته را می توانید از اینجا دانلود بفرمائید. در مورد شعر سخنی نیست در حال، که بحث در مورد آن را به بعد جلسه موکول می نمائیم. اما سخنانی چند در باب دستگاه سه گاه خالی از لطف نخواهد بود.

ابتدا برای آنکه مایه ی سه گاه را بگیریم، قطعه ی اجرا شده در گل های تازه 107 را می شنویم.


در پایان یک سفر هستید که در آن غم و اندوه و سوز و آه، حریف و همراه شما بوده است، اما . . .

۱۳۸۹ آبان ۱۰, دوشنبه

داستان نوزدهم و جنسیت





جلسه ای دیگر به همت دوستان، همچنان گرم و پر شور، برگزار گشت. متن pdf شده ی این شعر را می توانید از اینجا دانلود بنمائید. خواهشمندم که نظرات خود را در مورد این اشعار بیان بفرمائید. سعی بر این خواهیم داشت که نوشته هائی هم در ارتباط با شعر در اینجا قرار دهیم.


نفستان گرم